السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
116
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
از رحمت خدا دور باد گروهى كه تو را كشتند و جدّ و پدرت بروز قيامت از آنان كيفر خواست خواهند نمود پس فرمود : به خدا قسم بر عمويت دشوار است كه تو او را به يارى خود بخوانى او دعوت ترا اجابت نكند يا اجابت كند ولى به حال تو سودى نبخشد به خدا قسم امروز روزى است كه براى عمويت كينه جو فراوان است و ياور اندك سپس نعش جوان را به سينه گرفت و با خود بياورد و در ميان كشتگان خانوادهاش گذاشت . راوى گفت : حسين كه ديد جوانان و دوستانش همه كشته شده و روى زمين افتادهاند تصميم گرفت كه خود بجنگ دشمن برود و خون دلش را نثار دوست كند صدا زد آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا دفاع كند ؟ آيا خداپرستى هست كه در بارهء ما از خداوند بترسد ؟ آيا دادرسى هست كه باميد پاداش خداوندى بداد ما برسد ؟ آيا ياورى هست كه باميد آنچه نزد خداست ما را يارى كند ؟ زنان حرم سرا كه صداى آن حضرت را شنيدند نعره زنان صدا بگريه بلند كردند حسين عليه السّلام بدر خيمه نزديك شد و بزينب فرمود :